صفحه شخصی سید علی موسوی|فضای مجازی/ عملیات روانی|

عصر ارتباطات هر چه نزدیک ترین متنفر تر

گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی خیلی‌ها را به این فکر انداخت که تکنولوژی می‌تواند جهانی یکپارچه را بنا کند و ما را در جهانی دوستانه‌تر به هم نزدیک خواهد کرد. البته پیش از ما و در دوران اختراع رادیو یا تلفن نیز بودند کسانی که چنین برداشتی داشته‌اند. بااین‌حال نگاهی به واقعیت زندگی روزمرۀ نشان می‌دهد ضرب‌المثل سادۀ «دوری و دوستی» توصیف بهتری برای روزگار ماست. چرا که هرچه بیشتر کسی را بشناسیم، تمایلمان به تحقیر او بیشتر می‌شود.
تصویرساز: تیاگو گالو.
 

نیکلاس کار، بوستون گلوب — روز یکشنبه، عید پاک، مردی در شهر کلیولند حین کشتن فردی ۷۴ ساله که به‌صورت اتفاقی انتخاب کرده بود از خودش فیلم گرفت و ویدئوِ آن را در فیس‌بوک منتشر کرد. در عرض دو یا سه ساعت، شبکه اجتماعی فیس‌بوک این فیلم هولناک را پاک کرد، اما تا آن زمان کاربران آن را بر روی وب‌سایت‌های دیگر به اشتراک گذاشته بودند و مردم در سراسر دنیا هنوز می‌توانستند آن را مشاهده کنند.

قطعاً آنچه مارک زاکربرگ در سر داشت، حادثه‌هایی از این دست نبودند. بنیانگذار فیس‌بوک، در سال ۲۰۱۲، زمانی که کمپانی او برای جهانی‌شدن آماده می‌شد، نامه‌ای پرشور به سهام‌داران آینده نوشت و در آن توضیح داد که کمپانی او چیزی بیش از یک کسب و کار است. این کمپانی «رسالتی اجتماعی» برعهده دارد تا جهان را از راه ابراز عقیده و گفت‌وگو به جای بهتری بدل کند. این کارآفرین جوان نوشت: «ارتباط بیشتر مردم با یکدیگر فرهنگ بازتری را بوجود می‌آورد و منجر به درکی بهتر از زندگی و دیدگاه‌های دیگران می‌گردد».

اوایل امسال زاکربرگ نامة سرگشادۀ دیگری نوشت و در آن به اهدافی به‌مراتب بزرگ‌تر اشاره کرد. وی اعلام کرد که فیس‌بوک رسالتش را از «ارتباط بین دوستان و خانواده» به ساختن «یک اجتماع جهانی برای همه» گسترش داده است. هدف نهایی تبدیل این شبکه اجتماعیِ وسیع به نوعی دولت فراملیتی است که « تمام فرهنگ‌ها، ملیت‌ها و مناطق» را شامل می‌شود.

اما قتل کلیولند و حوادث مشابهی که به‌دنبال آن رخ داد، پوچیِ وعده‌های سیلیکون‌ولی را آشکار ساخت، وعده‌هایی که می‌گفت شبکه‌های دیجیتال ما را در جهانی دوستانه‌تر به هم نزدیک خواهد ساخت.

زاکربرگ، چه بداند چه نه، بخشی از سنت دیرپای تفکر غربی است. حتی در زمان بنانهادن سیستم تلگراف در قرن نوزدهم نیز مردم بر این باور بودند که پیشرفت در تکنولوژیِ ارتباطات سازگاری اجتماعی را ارتقا می‌بخشد. هرچه بیشتر دربارۀ یکدیگر بدانیم، زودتر به این

هدف نهایی تبدیل فیس‌بوک به نوعی دولت فراملیتی است که «تمام فرهنگ‌ها، ملیت‌ها و مناطق» را شامل می‌شود
درک می‌رسیم که همه ما یکی هستیم. ستون‌نویس نیویورک تایمز، در مقاله‌ای که در سال ۱۸۹۹ در ستایش راه‌اندازی کابل‌های اطلس پیمای شرکت وسترن یونیون نوشته بود، این فرضیۀ فراگیر را به‌خوبی بیان کرد: «هیچ چیز به اندازة ارتباطات ارزان، پرسرعت و راحت نمی‌تواند درک دوسویه و وحدت عواطف و عقاید و علایق را ارتقاء و پرورش دهد».

شبکه‌های بزرگ قرن بیستم -رادیو، تلفن، تلویزیون- این تصور را تقویت نمودند. آن‌ها با گستردن مرزها و پاک‌کردن فاصله‌ها این سیاره را کوچک کردند. گولیلمو مارکونی در سال ۱۹۱۲ گفت اختراع رادیو «جنگ را غیرممکن خواهد ساخت، چراکه رادیو جنگ را بی‌معنی خواهد کرد». جان کارتی مهندسِ رده‌بالای شرکتِ اِی.‌تی.اند.تی در مصاحبه‌ای در سال ۱۹۲۳ پیش‌بینی کرد که سیستم تلفن «تمام مردم کرۀ زمین را در فضایی برادرانه به هم متصل خواهد کرد». مارشال مک‌لوهان نظریه‌پرداز رسانه، در کتابش با عنوان کهکشان گوتنبرگ۱ که در سال ۱۹۶۲ منتشر شد، برای توصیف «وابستگی متقابل و جدید جهان الکترونیک» از اصطلاح به‌یادماندنی «دهکدۀ جهانی» استفاده کرد. بیشتر مردم این عبارت را به‌منزلة پیشگویی ظهور نوعی پیشرفت اجتماعی اجتناب‌ناپذیر به فال نیک گرفتند. به هر حال چه چیزی می‌توانست زیباتر از یک دهکده باشد؟

اگر فرضیۀ ما مبنی بر اینکه ارتباطاتْ مردم را به یکدیگر نزدیک می‌کند حقیقت داشت، امروز باید شاهد غلبة صلح و عشق و درک متقابل در کل سیاره می‌بودیم. به لطف اینترنت و شبکۀ تلفن همراه اکنون انسان‌ها بیشتر از همیشه با هم در ارتباط هستند. از ۷ میلیارد جمعیت جهان، ۶ میلیارد نفر تلفن همراه دارند، یعنی یک میلیارد و پانصد میلیون نفر بیشتر از کسانی که، براساس گزارش‌های سازمان ملل، به دستشوییِ قابل‌‌استفاده دسترسی دارند. نزدیک به ۲ میلیارد نفر در فیس‌بوک عضو هستند، بیش از یک میلیارد نفر از یوتیوب ویدئو دانلود کرده یا در آن ویدئو به اشتراک می‌گذارند، و چندین میلیارد دیگر از طریق اپلیکیشن‌هایی نظیر واتس‌اپ و وی‌چت با یکدیگر صحبت می‌کنند. هر انسانی با یک گوشی هوشمند در دست به قطبی رسانه‌ای بدل شده است که بی‌وقفه اطلاعات را دریافت و ارسال می‌کند. 

اما ما در زمانه‌ای عبوس زندگی می‌کنیم که نه با سازگاری و هماهنگی بلکه با تضاد و تعارض تعریف شده است. بیگانه‌هراسی افزایش پیدا کرده است. شکاف‌های سیاسی و اجتماعی درحال عمیق‌تر شدن هستند.
اکنون چند سالی است که تحقیقات روانشناختی و جامعه‌شناختی این تفکر که ارتباط تفاوت‌ها را محو می‌کند را مورد تردید قرار داده‌اند
از کاخ سفید گرفته تا سطوح پایین، لحن خصمانه و توهینْ مشخصة تمام گفتمان‌های عمومی است. احتمالاً نباید متعجب شویم.

اکنون چند سالی است که تحقیقات روان‌شناختی و جامعه‌شناختی این تفکر که ارتباط تفاوت‌ها را محو می‌کند را مورد تردید قرار داده‌اند. این تحقیقات عکسِ این قضیه را درست می‌داند: جریان آزاد اطلاعات، تفاوت‌های فردی و فرهنگی را برجسته‌تر می‌سازد، و به‌جای نزدیک‌کردن مردم به یکدیگر، آن‌ها را برعلیه هم تحریک می‌کند. «دوری و دوستی»۲ یکی از غم‌انگیزترین ضرب‌المثل‌هاست. اما براساس شواهد یکی از درست‌ترین‌ها نیز هست.

در مجموعه گزارش‌هایی که در ژورنال آو پرسونالیتی اند سوشیال سایکولوژی۳ در سال ۲۰۰۷ منتشر شد، مایکل نورتون و دو تن از همکارانش متوجه شدند که برخلاف تصورات ما، هرچه بیشتر کسی را بشناسیم، تمایلمان به تحقیر او بیشتر می‌شود. این محققان می‌نویسند: «اگرچه مردم معتقدند دانستن به دوست‌داشتن منجر می‌شود، بیشتر دانستن به معنای کمتر دوست‌داشتن است». بدتر اینکه آن‌ها شواهدی یافتند که نشان‌دهندة غلبة تفاوت‌ها بود. همزمان که دربارۀ دیگران اطلاعات بیشتری دستگیرمان می‌شود، به تفاوت‌هایی که با ما دارند اهمیت بیشتری می‌دهیم تا شباهت‌هایشان، و زمانی که حجم اطلاعات بر روی هم انباشته شود، این گرایش به تأکید بر تفاوت‌ها (در مقایسه با شباهت‌ها) شدت می‌یابد. به‌طور معمول، وقتی دربارۀ غریبه‌ها کمتر بدانیم آن‌ها را بیشتر دوست خواهیم داشت.

تحقیقی که پیش از این در سال ۱۹۷۶ به چاپ رسید، الگوی مشابهی را در اجتماعات آشکار ساخت. سه استادِ دانشگاه کالیفرنیا در شهر سن دیگو گسترشِ [محدودۀ] مالکیتِ مشاع در جایی نزدیک لس‌آنجلس را مطالعه کردند و نمودار روابط میان همسایگان را ترسیم نمودند. آن‌ها متوجه شدند که احتمال دوست‌شدن مردم زمانی که نزدیک به هم زندگی می‌کنند بالاست، اما احتمال دشمنی بین آن‌ها حتی بالاتر خواهد بود. دانشمندان منشأ این پدیده را «فساد محیطی»۴ می‌نامند. هرچه به دیگران نزدیک‌تر می‌شویم، نادیده‌گرفتن عادت‌های آزاردهندة آن‌ها سخت‌تر می‌شود. همجواری و نزدیک‌بودن تفاوت‌ها را برجسته می‌سازد.

این حالت در فضای مجازی که در آن همه در کار هم سرک می‌کشند تشدید می‌شود. شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک و اپلیکیشن‌های مخصوص گفت‌وگو مانند اسنپ‌چت به خودافشایی مداوم میدان می‌دهند. ازآنجاکه وضعیت کاربر به‌لحاظ کمی و از نظر تعداد فالوور، دوستان و لایک‌ها به‌صورت 
اگر رسانه‌های اجتماعی مردم‌گریزی را در ما تقویت می‌کند، پس قابلیت این را دارد که امیال تاریک‌تر وجود ما را نیز رها سازد
آنلاین ارزیابی می‌شود، مردم به پخش جزییات بی‌پایان در مورد زندگی و افکارشان از طریق پیامک‌ها و عکس‌ها تشویق می‌شوند. ساکت‌ماندن، حتی برای مدتی اندک، به معنای ناپدیدشدن است. نتیجة مطالعه‌ای دیگر نشان می‌دهد مردم زمانی که از طریق کامپیوتر گفت‌وگو می‌کنند چهار برابر بیشتر از زمانی که رودررو حرف می‌زنند اطلاعات خودشان را با دیگران به اشترک می‌گذارند.

گروهی از دانشمندان انگلیسی در مقاله‌ای که در سال ۲۰۱۱ به چاپ رسید نوشتند که قرار‌گرفتن در معرض سیل اطلاعات شخصی می‌تواند حسی غیرقابل‌تحمّل از «ازدحام دیجیتال» بوجود آورد و این موضوع به‌نوبة‌خود می‌تواند موجب بروز استرس، اضطراب و واکنش‌های جامعه‌ستیزانه شود. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که «با ظهور رسانه‌های اجتماعی شناخت بیشتر ما از دیگران اجتناب‌ناپذیر و به همین دلیل احتمال نفرت از یکدیگر نیز حتمی خواهد بود».

اگر رسانة اجتماعی مردم‌گریزی را در ما تقویت می‌کند، پس قابلیت این را دارد که امیال تاریک‌تر وجود ما را نیز رها سازد. در سال ۲۰۱۴ سه روان‌شناس کانادایی در مقاله‌ای در پرسونالیتی اند ایندیویژوال دیفرنس۵نوشتند که در بحث و تبادل نظرهای آنلاین، افرادی که تمایلات دیگرآزارانه دارند گرایش بیشتری به قرار‌گرفتن در صف نظردهندگان فعال دارند. این مطالعه نشان داد که ترول‌ها نیز مانند دیگر افرادِ دیگرآزار، با تدارک‌دیدن لذت برانگیخته می‌شوند؛ آن‌ها از تحمیل آزار روانی به دیگران لذت می‌برند. اگرچه هنوز مشخص نیست که اینترنت خود عامل قساوت و بی‌رحمی است یا تنها به آن دامن می‌زند، این یافته‌ها «بر انبوه شواهدِ دال بر استفادۀ بیش‌ازحدِ افرادِ جامعه‌گریز از تکنولوژی می‌افزاید». این پژوهشگران می‌افزایند «افرادِ دیگرآزار فقط می‌خواهند خوش بگذرانند و اینترنت تفریح‌گاه آن‌هاست!».

مارشال مک‌لوهان، علی‌رغم بیان گهگاه آرمان‌گرایانه‌اش، خود نیز پندارهایی دربارۀ زندگی در دهکدۀ جهانی در سر دارد. او دهکده را ذاتاً قبیله‌ای و شاخصة اصلی آن را بی‌اعتمادی و اختلافی می‌داند که مستعدِ وحشیگری و خشونت است. او در مصاحبه‌ای تلویزیونی در سال ۱۹۷۷ گفت: «زمانی که افراد به یکدیگر نزدیک می‌شوند، نسبت‌به هم بیشتر و بیشتر وحشی و ناشکیبا می‌شوند». «دهکدۀ جهانی مکانی است با روابط دشوار و موقعیت‌هایی زمخت و خشن». این توصیف بسیار خوبی از وضعیت کنونی ماست.

بااین‌وجود، همان‌طور که زاکربرگ 
تکنولوژی یک تقویت‌کننده است که خصلتهای خوب ما را پررنگ و خصلتهای بد ما را بدتر می‌کند
در نامة ماه فوریة خود می‌گوید، اشتیاق به اینکه تکنولوژیِ ارتباطات را درمانی برای بیماری‌های اجتماعی بدانیم همچنان به قوت خود باقی است. علی‌رغم دردسرهای اخیر فیس‌بوک در کنترل سخنان نفرت‌آمیز، پروپاگاندا و اخبار جعلی، به نظر می‌رسد زاکربرگ مطمئن‌تر از همیشه معتقد است که می‌توان از نرم‌افزار یک «جامعۀ جهانی» ساخت. سنگ بنایِ پروژة جدید او «زیرساخت اجتماعیِ» کامپیوترمحوری است که از فرایند هوش مصنوعی برای به جریان انداختن اطلاعات به‌شکلی که همه راضی و خشنود باشند استفاده خواهد کرد. این سیستم شیوة ابراز عقاید شخصی در جهان را ارتقا بخشیده و همزمان از افراد در برابر« محتویات زشت و زننده» محافظت می‌کند.

مشکل این بزرگ‌نماییِ نابجا فراتر از انکار طبیعت بشری است. و این ایدة رایج و قدیمی فرهنگ آمریکایی را تقویت می‌کند که رسیدن به پیشرفت تکنولوژیک برای اطمینان‌یافتن از پیشرفت اجتماعی کافی است. اگر مهندسی را به‌درستی درک کنیم، به سعادت خواهیم رسید. این تفکر هرچند دلپذیر است، توهمی بیش نیست. پیشرفت به‌سوی جهانی مسالمت‌آمیزتر نیازمند معیارهای انضمامی، دقیق و درکل انسانی است نه جادوی تکنولوژی، مثل معیارهایی نظیر مذاکره و مصالحه، تأکید دوباره بر آموزش‌های شهروندی و گفت‌وگوی منطقی و درنهایت شهروندی که قابلیت درک دیدگاه‌های مخالف را دارد. از لحاظ شخصی ممکن است، بیشتر از ابراز عقاید، نیازمند خودآزمایی باشیم.

تکنولوژی یک تقویت‌کننده است که خصلت‌های خوب ما را پررنگ و خصلت‌های بد ما را بدتر می‌کند. آنچه تکنولوژی انجام نمی‌دهد تبدیل‌کردن ما به آدم‌هایی بهتر است. این وظیفه‌ای است که نمی‌توانیم به ماشین محول کنیم.


پی‌نوشت‌ها:
* این مطلب در تاریخ ۲۱ آوریل ۲۰۱۷ با عنوان «How tech created a global village — and put us at each other’s throats» در وب‌سایت بوستون گلوب منتشر شده است. 
** نیکلاس کار (Nicholas Carr) در زمینۀ فناوری، کسب‌وکار و فرهنگ می‌نویسد. یکی از کتاب‌های او به نام کم‌عمق‌ها (The Shallows) در سال ۲۰۱۱ از فینالیست‌های جایزۀ پولیتز بود.
[۱] The Gutenberg Galaxy
[۲] Familiarity breeds contempt
[۳] Journal of Personality and Social Psychology
[۴] environmental spoiling
[۵] Personality and Individual Differences

۲۱ آذر ۹۶ ، ۱۰:۵۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید علی موسوی

آنچه که گوگل از ما می داند

گوگل در مورد ما خیلی بیشتر از چیزی که فکر می کنیم می داند. البته دسترسی به این اطلاعات شخصی به هیچ عنوان بی مورد صورت نمی گیرد. بلکه شرکت اهل مانتین ویو این اطلاعات را از کاربرانش جمع آوری می کند تا کیفیت خدماتش را ارتقا دهد.

برای دریافت این اطلاعات، گوگل عموما از طریق محصولاتش اقدام می کند. تنها کافیست یک بار از جیمیل، موتور جستجو یا حتی موبایل های اندرویدی استفاده کنید تا گوگل فرآیند جمع آوری اطلاعات از شما را آغاز کند.

اما سوال اینجاست که واقعا گوگل در مورد ما چه می داند؟ البته گوگل این کار را اصلا به صورت مخفیانه انجام نمی دهد. بلکه کاملا مشخص است که این شرکت از ما چه می داند. کافیست سری به بخش «Privacy Policy» حساب گوگل تان بزنید تا به شفافی کریستال، این اطلاعات جمع آوری شده را مشاهده کنید.

ادامه مطلب...
۱۱ آذر ۹۶ ، ۲۰:۵۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید علی موسوی

تهدید تمدن بشری با هوش مصنوعی

فیلسوفی که روزگاری می‌خواست بدنش را منجمد کند تا شاید در آینده بتواند به زندگی باز گردد، حالا رئیس موسسۀ پژوهشیِ عجیبی در دانشگاه آکسفورد است. جایی که معمولاً تا سحر پشت میزش می‌نشیند و سناریوهای ممکن برای انقراض بشر به دست ربات‌های هوشمند را پیش‌بینی می‌کند. پروفسور نیک باستروم معتقد است هوش مصنوعی همانقدر که رؤیایی است، می‌تواند کابوس‌وار هم باشد.


مؤسسۀ فیوچر آو هیومنیتی۱ را در پایین یک کوچۀ قرون‌وسطایی در مرکز آکسفورد پیدا خواهید کرد. این مؤسسه در کنار کلیسای سنت اِبی است، که از سال ۱۰۰۵ میلادی اینجا به یادگار مانده است، و بالای باشگاه ورزشی پیور جیم است، که در ماه آوریل افتتاح شده است. این مؤسسه، که یک دانشکدۀ تحقیقاتیِ وابسته به دانشگاه آکسفورد است، یک دهه قبل تأسیس شد تا بزرگ‌ترین پرسش‌ها را به‌نمایندگی از ما مطرح کند. به‌طور ویژه: «ریسک‌های وجودی» تهدیدکنندۀ آیندۀ گونۀ ما دقیقاً چه هستند؛ چگونه آن‌ها را اندازه‌گیری می‌کنیم؛ و چه کاری می‌توانیم برای جلوگیری از وقوعشان انجام دهیم؟ یا به دیگر سخن: در جهانی با ترس‌های مختلف، دقیقاً از چه چیزی باید بیشتر از همه وحشت داشته باشیم؟

ادامه مطلب...
۰۷ آذر ۹۶ ، ۱۰:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید علی موسوی

۷ روش معمول برای هک کردن رمزهای عبور

با شنیدن عبارت «شکاف امنیتی» چه چیزی در ذهنتان شکل می گیرد؟ اینکه یک دسته هکر خطرناک پشت کامپیوترهایشان می نشینند و به دنبال پسوردهای کاربران می گردند؟

یا شاید هم اینطور فکر می کنید که یک جوان بیست و چند ساله در خانه اش نشسته و بدون آنکه رنگ آفتاب را ببیند مدام در حال هک کردن افرداد مختلف است. اگر تصورتان از هک شدن پسوردها یا شخصیت هکرها چنین چیزهایی است باید بگوییم که کاملا در اشتباه هستید.

ادامه مطلب...
۰۱ آذر ۹۶ ، ۱۰:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید علی موسوی

هم زیستی با ربات ها

چیزی نمانده است که ربات‌های خانگی نیز مثل تلفن‌های همراه در خانۀ همه پیدا شوند

«درۀ مرموز» اصطلاحی است که دانشمندان رایانه به کار می‌برند. این تعبیر نشان‌دهندۀ دره‌ای است که ما انسان‌ها میان خودمان و چیزهایی که شبیه‌مان هستند تصور می‌کنیم. ما نمی‌خواهیم ربات‌هایی ساخته شوند که بیش از حد شبیه انسان باشند، بلکه ترجیح می‌دهیم همیاران خانگی‌مان شکل‌های ناانسانی داشته باشند، اما این شکلِ بیرونی، چیزی از پیچیدگیِ رابطۀ ما با این تازه‌واردانِ هوشمند کم نمی‌کند.


از همان لحظۀ اولی که ما انسان‌ها خدمتکارانی مکانیکی را در خیال آوردیم که دست به سینه جلویمان می‌ایستند و گوش به فرمانمان خواهند بود، مفروض گرفتیم که آن‌ها را شکلِ خودمان خواهند ساخت. مجهز به دست و پا، سر و تن که کارهای روزمره‌ای را انجام می‌دهند که در غیر این صورت مجبوریم خودمان انجام دهیم. دستیار روباتی، در فرهنگ عامه، ریخت و عملکردی انسان‌وار دارد، چیزی مثل خدمتکارِ خستگی‌ناپذیر «جتسونز»۱، سی-تری.پی.اُو۲ در «جنگ ستارگان» و «میزبان» معذب دولورس اَبِرناتی در «وست ورلد»۳.

ادامه مطلب...
۲۰ آبان ۹۶ ، ۱۱:۰۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید علی موسوی

از مجاز اینستاگرام تا حقیقت گویی گوگل

اینترنت و هویت ما

حالا دیگر قضیه رسمی شده است. پژوهشگران داده‌ها را تحلیل کرده و آنچه را که ما خودمان ته دلمان می‌دانستیم تأیید کرده‌اند. رسانه‌های اجتماعی ما را بیچاره می‌کنند.

همۀ ما کم‌وبیش آگاهیم که امکان ندارد دیگران آن‌قدر موفق، ثروتمند، جذاب، خونسرد، روشنفکر و سرخوش باشند که در فیس‌بوک نشان می‌دهند. اما بااین‌حال انگار دست خودمان نیست و زندگی درونی‌مان را با زندگی تزیین‌شدۀ دوستانمان مقایسه می‌کنیم.

دنیای واقعی چقدر با دنیای رسانه‌های اجتماعی تفاوت دارد؟ در دنیای واقعی، هفته‌نامۀ نشنال انکوایرردر سال حدود سه برابر بیشتر از ماهنامۀ آتلانتیک به فروش می‌رسد. اما، در فیس‌بوک، آتلانتیک ۴۵ برابر محبوب‌تر است.

ادامه مطلب...
۱۳ آبان ۹۶ ، ۲۰:۰۰ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید علی موسوی

بدافزار زئوس از طریق کانال‌های تلگرام ایرانی‌ به موبایل‌ها راه پیدا کرد

ویروس زئوس اکنون از طریق بستر محبوب این روزهای کاربران ایرانی یعنی تلگرام راه خودش را به کانال‌ها و گروه‌های ایرانی باز کرده و در حال آلوده‌سازی موبایل کاربران ایرانی است.

این برای چندمین بار است که ایرانیان با این ویروس و حملات آن مواجه شده‌اند و کاربران ایرانی با نام آن چندان غریبه نیستند، چرا که پیش‌تر شیوع این بدافزار در محیط اینستاگرام (بستر محبوب دیگری در بین کاربران داخلی) سیستم‌عامل برخی افراد را آلوده به این ویروس کرده بود. البته برخورد از همه مهم‌تر ایرانیان با این ویروس به حملات سایبری آمریکا موسوم به «نیترو زئوس» بر‌می‌گردد که به گفته برخی از کارشناسان فنی از حمله معروف سایبری ویروس «استاکس نت» نیز  بسیار پرهزینه‌تر بود.

ادامه مطلب...
۱۰ آبان ۹۶ ، ۱۳:۰۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید علی موسوی

تهدیدات و فرصت‌های فضای مجازی در رشدکودکان ایرانی

کودکان امروز آینده و فردای جامعه هستند. حقیقت این جمله بر کسی پوشیده نیست ولی این نسل آینده، امروز با پدیده ای دووجهی روبروست که پیش از این، در کودکی اکثر ما لااقل به این وسعت وجود نداشته است: «اینترنت و فضای مجازی».

صحبت‌های برخی از افراد مبنی بر اینکه باید این فضا را از کودک گرفت، در دنیای تکنولوژی امروز بی‌معنی به نظر‌ می‌رسد، ضمن اینکه در پاره‌ای از موارد این والدین هستند که کودک را خواسته یا ناخواسته وارد زندگی دوم در اینترنت می‌کنند و یا خودشان به این فضا معتاد شدند و حتی کار به جایی کشیده شده که پدیده کودکان کار اینترنتی را به وجود آورده‌اند.

ادامه مطلب...
۲۶ مهر ۹۶ ، ۲۰:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید علی موسوی

داده‌ها علیهِ انسان‌ها

آیا در جهانِ بانک‌های داده، هنوز حریم خصوصی یا زندگیِ آزادانه معنایی دارد؟


فرض کنید در اینترنت به صفحه‌ای برمی‌خورید که می‌گوید با تحلیلِ امضایتان رازهایی را دربارۀ شخصیت‌تان می‌گوید. موضوع برایتان جالب می‌شود و نمونه‌ای از امضایتان را می‌فرستید. سایت از روی آن امضا، در کمتر از یک ساعت، نام واقعی، محل سکونت، میزان تحصیلات، درآمد و ذخیرۀ بانکی‌، سابقۀ بیماری‌ها، نتایج آزمایش خون، ترکیب دی.‌ان.ای، تخلفات رانندگی، سوابق ورزشی، شرح مسافرت‌ها و هر کار دیگری که در زندگی کرده‌اید دست می‌یابند. خب، حالا چه رازهایی را می‌خواهید بشنوید؟


نیویورک ریویو آو بوکز — چند ماه پیش، واشنگتن پست گزارش داد که فیس‌بوک ۹۸ نکتۀ اطلاعاتی را از هریک از حدوداً دومیلیارد کاربرش جمع‌آوری می‌کند. از این ۹۸ مورد می‌توان به چنین مواردی اشاره کرد: قومیت، درآمد، ثروت خالص، قیمت خانه، مادربودن یا نبودن، به‌اصطلاح «مامان‌فوتبالی۱» بودن یا نبودن، وضعیت تأهل، تعداد خطوط اعتباری، علاقه‌مندی به رمضان، تاریخ خرید ماشین و... .

ادامه مطلب...
۲۴ مهر ۹۶ ، ۱۰:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید علی موسوی

اسلکتیویسم عامل یکپارچگی ایران در برابر ترامپ

ترامپ دیروز از مواضع دولت آمریکا گفت و صحبت‌هایی را به میان آورد که باعث یکپارچگی ایران شد. اگرچه «حسن روحانی» ساعاتی بعد از گفته‌های ترامپ، به او پاسخ داد اما کاربران ایرانی که در برابر مواضع ضد‌ایرانی رییس جمهور آمریکا شروع به فعالیت در شبکه‌های اجتماعی کردند و موفق شدند تا صدای خود را جهانی کنند.

جامعه توییتر از روز گذشته با هشتگ «NeverTrustUSA» در حال توییت کردن است و اندکی پس از پایان سخنرانی روحانی، چند هشتگ و عبارت وارد ترند جهانی شدند. ایران، IRGC (سپاه پاسداران)، روحانی و JCPOA (برجام) هشتگ‌ها و عباراتی بودند که به دلیل استفاده زیاد، در ترندهای جهانی توییتر جای گرفتند.

تبدیل شدن به ترند جهانی، در حالی صورت می‌گیرد که دسترسی به شبکه اجتماعی توییتر هنوز در ایران مقدور نیست. به همین جهت، عموم مردم دسترسی ساده‌ای به این شبکه اجتماعی جهت بیان نظرات خود ندارند و در چنین موقعیتی که ایران سرشار از یکپارچی است، عدم توانایی عموم شهروندان در استفاده از توییتر و رساندن صدایشان به جهان، مشکل‌ساز می‌شود.

اما کاربران ایرانی برای دسترسی به اینستاگرام مشکلی ندارند و به سراغ صفحه رییس جمهور آمریکا رفته‌اند. مراجعتی که برخلاف گذشته، کمتر توهینی در آن دیده می‌شود و بیشتر افراد، یا پرچم ایران را در بخش نظرات برای آخرین پست دونالد ترامپ ارسال کرده‌اند یا از هشتگ خلیج فارس برای انتقال صدایشان بهره گرفته‌اند.

به همین ترتیب آخرین پست صفحه اینستاگرام رییس جمهور آمریکا اکنون بیش از یک میلیون نظر دارد. در حالی که سایر پست‌های قدیمی تر، حدود ۱۰ هزار نظر دریافت کرده‌اند.

گفته‌های شب گذشته ترامپ و پاسخ دکتر روحانی به آن، باعث ایجاد یکپارچگی بیشتر کاربران شبکه‌های اجتماعی در ایران شد و به کمک همین ابزار آنلاین، بسیاری از رسانه‌های خارجی، نظرات کاربران داخل ایران را منعکس کردند.

۲۲ مهر ۹۶ ، ۱۲:۳۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید علی موسوی